وصيت نامه كوروش كبير
کورش فرزندان و دوستان وکارگزاران عمده ي پارس را به حضور طلبيد ، چون همه حاضر شدند چنين گفت : آخر زندگاني من فرا رسيده ، چون در گذشتم شما مرا سعادتمند بدانيد . دوستانم به واسطه ي نيکي هاي من خوشبخت و دشمنانم پست گشتند. پيش از من وطنم ، ايالتي گمنام از آٍسيا بود و اکنون که مي روم « ملکه ي آسيا » است . تمام عمرم چنان که مي خواستم گذشت . هيچ گاه تکبر يا شادي خارج از اندازه به خود راه ندادم ، اکنون که پايان عمرم رسيده ، خوشبختم که شما را زنده مي بينم و دوستان و وطنم سعادتمندند .
هميشه به ياد داشته باشيد که در وطن ما نه فقط برادر کوچکتر به بزرگتر ، گذشت مي کند بلکه در ميان هم شهريها هم کوچکتر ؤ بزگتر را در راه رفتن ، نشستن و حرف زدن بر خود مقدم مي دارد .
شما اي فرزندان ! از کودکي آموخته ايد که پيرمردان را حترام کنيد ، چنانکه کوچکترها هم بايد شما را احترام کنند